تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1396 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : S.s
معرفی کتاب 


Inline image 1



سرشب بیدارم کن نوشته خانم سعیده کمالی یک رمانی ایرانی 306 صفحه ای است که از زندگی و رابطه های عاشقانه ایرانی هم سرچشمه گرفته است. عشقی که شاید همه ما در دنیای واقعی آن را دیده باشیم و یا از دوستان و آشنایان نمونه هایی از آن را شنیده باشیم. البته این کتاب سبک خاص خود را دارد و عشق در میان کلمات آن موج میزند و همین باعث می شود که مخاطب را همراه خود حفظ کند. (البته اگر بتوانید شخصیت منفی نادر را تحمل کنید!)
این کتاب داستان عشق عجیب فرشته به نادر است. عشقی در همان ابتدای کتاب، خالص بودن آن را از سوی فرشته می توان به خوبی درک کرد. عشقی که فرشته را کور کرده و قدرت خیال پردازی فوق العاده ای به او داده است. ماجرای کتاب با مراسم خواستگاری آغار می شود و…
طرف دیگر این عشق، نادر است. مردی که چهره های متفاوتی دارد و می تواند با ذهن معشوقه اش به طرز ماهرانه ای بازی کند و افکار او را بخواند. کاراکتر نادر در این کتاب به خوبی شخصیت پردازی شده است و خواننده می تواند با اطمینان صد در صد از آن متنفر باشد.


سرشب بیدارم کن داستان عشقی است که روایت شاعرانه ای هم دارد. اما در کنار این روایت شاعرانه، نویسنده از زبان طنز هم به خوبی استفاده کرده است. گفت و گوهای بین فرشته و مژگان (دوست صمیمی فرشته) از جمله بهترین قسمت های طنز در این رمان هستند. 


قسمتی از متن کتاب سرشب بیدارم کن

صدای آمبولانس توی سرم می چرخد،رفتنش می شود گلوله و شلیک می شود وسط قلبم،زن زنده یاد درونم در جا سکته می کند.دستم نمی رسد به گرفتن یقه اش،سرم بی کلاه می ماند،جهان دارد سردترین زمستان عمرش را سپری می کند،سرمای شدید گم شدن او تارو پودم را از هم می پاشاند.من میان همه،همه میان او،گم شدنش شبیه مرگ ققنوس پراست از راز مگو و حالا من بی کلاه در این سرما،شبیه آی بی کلاه جدول الفبا،سرگردان و علاف در باد چپ وراست می شوم.دست هایم را در جیب هایم فرو می برم،جیب هایی که از قدیم همراه روزهای سردم مانده بودند،هوای زخمی شش هایم را می فرستم بیرون ومیان جمعیتی که همه انگار اندوهی در دل دارند گم وگور می شوم




طبقه بندی: نشر داستان، معرفی کتاب،