تبلیغات
ترویج کتاب و کتابخوانی و معرفی انواع کتاب - بریده ای از رمان تابِ طنابِ دار
تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : S.s

#برشی_از_کتاب ✂️ 
از آنجا تا رسیدن به رود سن برایم خسته کننده نبود. 
محله های قدیمی پاریس آنقدر من را به خاطره های رسوب‌گرفته ته سلول های خاکستری ام نزدیک میکرد که بی آنکه فهمیده باشم چند ساعت گذشته، می رسیدم به پل آلکساندر سوم و مینشستم روی نیمکتی که جای دنجی نزدیک ایستگاه قایق اتوبوس ها جا خوش کرده بود 
گاهی به این فکر میکردم که اگر می‌شود با نامگذاری پل به اسم تزار روسیه ، فرانسه و روسیه با هم متحد کرد چرا من نتوانم روی چیزهای اطرافم اسم بگذارم که به خواسته هایم برسم

#تاب_طناب_دار 



طبقه بندی: آزاد،